نقد و بررسی Assassin’s Creed Shadows – شبیه‌ساز یک شینوبی

فهرست مطالب

به نقل از لافیگا، نقد و بررسی Assassin’s Creed Shadows – شبیه‌ساز یک شینوبی، بعد از ۵۰ ساعت ماجراجویی توی ژاپن قرن شانزدهم، دیدن چهره‌ی Naoe که تقریباً بهبود پیدا کرده بود، حس خوبی داشت. زخمی که قبلاً صورتش رو خراب کرده بود، حالا فقط یه خط محو ازش باقی مونده بود. این روند تدریجی بهبودی توی بازی، همراه با تغییر فصل‌ها، یه جورایی مثل یه استعاره تصویریه از مسیر داستان—سفری که از تلخی انتقام شروع می‌شه، با بخشش آروم می‌گیره و در نهایت، با گذر زمان و حمایت کافی، به رهایی از گذشته‌ی تلخ می‌رسه.

داستان بازی پر از لحظات خاص و به‌یادماندنی بین Naoe و شخصیت دیگه‌ی بازی، Yasuke، هست. ولی متأسفانه توی نیمه‌ی دوم، یه مقدار گنگ و پراکنده می‌شه و اون ضرباهنگ اولش رو از دست می‌ده. با این حال، تجربه‌ی شینوبی بودن با Naoe یکی از بهترین چیزاییه که Assassin’s Creed توی این چند سال اخیر ارائه داده و تا آخر بازی همچنان جذاب باقی می‌مونه. ولی همین باعث شده که بخش سامورایی Yasuke در مقایسه با اون، یه مقدار کمرنگ و کمتر هیجان‌انگیز به نظر بیاد.

حقیقتش رو بخوای، Naoe توی Shadows حس شخصیت اصلی رو داره. تقریباً ۱۲ ساعت اول بازی رو فقط باهاش بازی می‌کنی، به جز یه ساعت کوتاه که Yasuke رو کنترل می‌کنی. حتی وقتی که Yasuke برمی‌گرده توی داستان، باز هم همه‌چیز حول هدف Naoe می‌چرخه—کشتن ۱۲ نفر نقاب‌دار و پس گرفتن یه جعبه‌ی اسرارآمیز که باید به دستش برسه.

نقد و بررسی Assassin’s Creed Shadows

Shadows در اصل داستان Naoe‌ هست، و Yasuke فقط همراه این سفره!
Shadows در اصل داستان Naoe‌ هست، و Yasuke فقط همراه این سفره!

حتی اگه از ضعف‌های روایی Yasuke به‌عنوان شخصیت دوم داستان هم بگذریم، تجربه‌ی بازی کردن باهاش واقعاً لذت‌بخش نیست. Assassin’s Creed هیچ‌وقت مجموعه‌ای نبوده که توی بخش‌های مختلف گیم‌پلی از بقیه‌ی بازی‌ها جلو بزنه. مبارزاتش به اندازه‌ی بازی‌های اکشن دیگه عمیق نیست، پارکورش به قدرت بعضی از بازی‌های مشابه نمی‌رسه و مخفی‌کاریش همیشه یه قدم از بهترین‌های این سبک عقب‌تره. اما چیزی که Assassin’s Creed رو خاص می‌کنه، ترکیب این سه عنصر در یک پکیج منسجم و هماهنگه—چیزی که کمتر جایی با کیفیتی در حد استانداردهای Ubisoft دیده می‌شه. Naoe دقیقاً همین ترکیب رو به بهترین شکل ارائه می‌ده، حتی با مکانیک‌های جدیدی که بخش مخفی‌کاری بازی رو بهتر از نسخه‌های اخیر کرده. اما Yasuke اینطور نیست.

نمرات بازی Assassin’s Creed Shadows

Yasuke فقط مبارزه می‌کنه—نه پارکور بلده و نه واقعاً می‌تونه روی مخفی‌کاری حساب کنه. در اصل، فقط یک‌سوم Assassin’s Creed رو توی خودش داره. ایده‌ی داشتن یه شخصیت که فقط توی نبردهای آشکار تخصص داره، روی کاغذ جالبه، اما توی اجرا کاملاً ناامیدکننده‌ست، چون مبارزات سری Assassin’s Creed هنوز به سطح بازی‌های اکشن اختصاصی نرسیده.

خوشبختانه، فقط بخش کوچیکی از Shadows شما رو مجبور می‌کنه که با Yasuke بازی کنید. توی بیشتر مراحل، چه مأموریت‌های اصلی و چه مأموریت‌های فرعی، می‌تونید بین دو شخصیت انتخاب کنید، که این یعنی می‌شه همیشه گزینه‌ی برتر یعنی Naoe رو انتخاب کرد. از نظر گیم‌پلی، Naoe یکی از بهترین شخصیت‌های اصلی این سری در سال‌های اخیر به حساب میاد.

سلاح‌های کلاسیکی مثل تیغه‌ی مخفی، چاقوهای پرتابی و بمب‌های دودزا داره، اما علاوه بر این‌ها، ابزارهایی که حدود یه دهه توی این سری دیده نشده بودن هم دوباره برمی‌گردن—مثل نسخه‌ای ساده‌تر از rope launcher بازی Syndicate که اینجا به‌عنوان قلاب‌گیر Naoe حضور داره. تازه کلی توانایی جدید هم داره، مثل خوابیدن روی زمین برای مخفی‌کاری، استفاده از نی برای نفس کشیدن زیر آب، ترور دشمنان از پشت درهای کشویی و حتی آویزون شدن از سقف!

Naoe کلی ابزار و قابلیت جدید داره که می‌تونه باهاشون نگهبان‌ها رو کاملاً مخفیانه از بین ببره.
Naoe کلی ابزار و قابلیت جدید داره که می‌تونه باهاشون نگهبان‌ها رو کاملاً مخفیانه از بین ببره.

کاراکتر naoe چه ویژگی هایی دارد

نور توی مخفی‌کاری نقش خیلی بزرگ‌تری داره. Naoe توی جاهای تاریک راحت‌تر می‌تونه مخفی بمونه و حتی می‌تونه با فوت کردن شمع‌ها یا استفاده از شوریکن و کونای برای خاموش کردن فانوس‌ها، توی سایه‌ها پنهان بشه. از طرفی، دشمن‌ها هم این بار خیلی باهوش‌تر شدن—اگه جنازه یا یه سرباز بیهوش رو پیدا کنن، سریع به بقیه هشدار می‌دن و دنبال Naoe می‌گردن.

اگه سرنخی باقی گذاشته باشه که نشون بده یه شینوبی پشت ماجراست (مثلاً کونایی که توی بدن دشمن مونده)، حتی بالا رو هم نگاه می‌کنن، یعنی پشت‌بوم‌ها دیگه اون پناهگاه امنی که همیشه توی Assassin’s Creed بودن، نیستن. Naoe توی نبردهای تن‌به‌تن می‌تونه از پس چندتا نگهبان بر بیاد، ولی حتی بعد از ساعت‌ها بازی، توی درگیری‌های بزرگ خیلی آسیب‌پذیره، چون دشمن‌ها هوشمندانه سعی می‌کنن دورش رو بگیرن و همزمان حمله کنن تا دفاع ضعیفش رو از بین ببرن.

این ویژگی‌ها باعث می‌شه هر مأموریتی که با Naoe انجام می‌دی، مثل یه پازل باشه که راه‌حل‌هاش بسته به این تغییر می‌کنه که امتیازهای مهارتت رو کجا خرج کردی و شرایط آب‌وهوا چطوره. همزمان با پیشرفت توی بازی، Shadows فصل‌های مختلف—بهار، تابستون، پاییز و زمستون—رو پشت سر می‌ذاره و این باعث می‌شه محیط‌های بازی کاملاً تغییر کنن. مثلاً یه برکه توی یه باغ توی بهار می‌تونه یه مخفیگاه عالی باشه، ولی توی زمستون یخ می‌زنه و در عوض، می‌شه ازش برای بالا رفتن از یه دیوار استفاده کرد.

توفان‌های شدید پاییز صدای حرکت Naoe رو پنهان می‌کنن، در حالی که کولاک‌های سخت زمستون دید رو برای خودش و دشمن‌ها کم می‌کنه. دویدن روی پشت‌بوم توی تابستون خیلی کم‌ریسک‌تر از زمستونه—چون توی زمستون ممکنه یخ‌هایی که روی لبه‌ی سقف جمع شدن، بشکنن و روی زمین بریزن و دشمن‌ها رو از حضورت باخبر کنن. نگهبان‌ها و مردم عادی هم توی فصل‌های مختلف رفتار متفاوتی دارن—مثلاً توی سرما بیشتر کنار هم جمع می‌شن یا برای گرم شدن، داخل خونه‌ها می‌مونن.

Yasuke انقدر قویه که بازی کردن باهاش چندان جذاب نیست.
Yasuke انقدر قویه که بازی کردن باهاش چندان جذاب نیست.

کاراکتر yasuke چه ویژگی هایی دارد

این نیاز همیشگی به تطبیق و استراتژی‌ریزی، نه فقط بر اساس فصل، بلکه با توجه به ابزاری که در اختیار داری، باعث می‌شه روند نفوذ به قلعه‌ها و پایگاه‌های دشمن تکراری نشه. اما اگه با Yasuke بازی کنی، اوضاع فرق می‌کنه. با اینکه Yasuke می‌تونه توی بوته‌ها قایم بشه، ولی جثه‌ی بزرگش باعث می‌شه راحت‌تر دیده بشه. اون می‌تونه روی پشت‌بام‌های کوتاه بالا بره، ولی پرشش به اندازه‌ی کافی بلند نیست که به ارتفاعات بالاتر برسه، و اگه بخواد از طناب برای عبور از فاصله‌های بلند استفاده کنه، وزنش باعث پاره شدن طناب می‌شه. حتی ترورش هم بی‌سروصدا نیست—وقتی کسی رو می‌کشه، با صدای بلند حضورش رو اعلام می‌کنه!

هر بار که با Yasuke بازی می‌کنی، جواب معما جلوی روت مشخصه: مستقیم به خط دشمن حمله کن و همه رو بکش. تقریباً هیچ نیازی نیست نگران مرگ باشی—Yasuke یه نوار سلامتی عظیم داره و حتی از همون ابتدا تجهیزاتی داره که بهش اجازه می‌ده حملات غیرقابل دفاع رو دفع کنه. جالب‌تر اینجاست که یکی از اولین مهارت‌های Yasuke حالتیه که برای تقریباً نیم دقیقه، به‌طور خودکار همه‌ی حملات رو بلاک می‌کنه. این باعث می‌شه هیچ چالشی توی بازی با Yasuke وجود نداشته باشه و حس پاداش گرفتن از گیم‌پلی اون کاملاً از بین بره.

البته چندتا مرحله‌ی خاص هست که بازی مجبورت می‌کنه با Yasuke بازی کنی. از اونجایی که سازنده‌ها می‌دونستن که توی این مراحل قراره سامورایی باشی، طراحی این مراحل رو هم بر همین اساس انجام دادن. این مراحل سخت نیستن، ولی با موسیقی حماسی، دشمن‌هایی که حرکات خاص دارن، و دیالوگ‌های جذاب بین Yasuke و دشمن‌ها، لحظات سینمایی خفنی خلق می‌کنن که واقعاً حس یه جنگجوی شکست‌ناپذیر رو بهت می‌دن. تنها در این لحظات بود که از بازی با Yasuke لذت بردم، ولی همین هم بیشتر نشون می‌داد که توی بخش‌هایی که بازی باید برای هر دو شخصیت متعادل باشه، Yasuke چقدر ضعیف طراحی شده.

همراه با باز کردن مهارت‌های جدید Mastery با بالا بردن سطح، Naoe و Yasuke می‌تونن تجهیزات جدیدی پیدا کنن که ویژگی‌های اضافی دارن.
همراه با باز کردن مهارت‌های جدید Mastery با بالا بردن سطح، Naoe و Yasuke می‌تونن تجهیزات جدیدی پیدا کنن که ویژگی‌های اضافی دارن.

ماموریت های مخفی بازی Assassin’s Creed Shadows

هسته اصلی گیم‌پلی Shadows در بخش دوم بازی، که حدود ۳۵ ساعت از مجموع ۵۰ ساعت زمان بازی رو شامل می‌شه، بیشتر دیده می‌شه. با داشتن دوازده هدف نقاب‌دار، Naoe و Yasuke با هم کار می‌کنن تا این افراد رو پیدا کنن، سرنخ‌ها رو بررسی کنن—که معمولاً به صورت تکه‌تکه به شما داده می‌شن و شما فقط سه یا چهار سرنخ رو همزمان دنبال می‌کنید—و در نهایت اعضای گروه رو پیدا کنند. در این مسیر، تحقیقات اختیاری هم به عنوان مأموریت‌های جانبی پیش می‌آیند.

به عنوان مثال، کمک به یک زن برای پیدا کردن پروانه‌های کاغذی باعث می‌شه Naoe و Yasuke یک باند آدم‌ربایان کودک رو کشف کنن، یا یک شکارچی خسته از موجودات فراطبیعی اون‌ها رو به دنیای خودش می‌بره تا در مورد افسانه‌های یاکای تحقیق و آن‌ها رو رد کنن. با وجود چند استثنا، کل بازی عمدتاً شامل پیدا کردن سرنخی است که نشان می‌ده یک گروه در حال خرابکاریه، اضافه کردن این دایره‌ی جدید از اهداف به تابلو اهداف، دنبال کردن سرنخ‌هایی که مکان‌های پنهان این اهداف رو نشون می‌ده، کشتن اون‌ها و تکرار این روند می‌شه.

این یک حلقه بد نیست، ولی Assassin’s Creed قبلاً چنین چیزی رو بهتر انجام داده. بازی Odyssey (و به مقدار کمتری Valhalla) اهدافش رو توی یک شبکه وسیع بهم پیوسته کرده بود که باعث می‌شد تحقیقات احساس واقعیت پیدا کنه. هدف شما در Odyssey مرکز Cult of Kosmos بود و تنها با پیدا کردن سرنخ‌ها از روی اجساد همراهان مورد اعتمادش می‌تونستید به اون دست پیدا کنید.

هرکدوم از این افراد فقط با کشف هویت کسانی که زیر دستشون بودن، به راحتی قابل پیدا کردن بودند. Kassandra در Odyssey مثل یک کارآگاه یونانی بود که به تدریج از روی جزایر مختلف عبور می‌کرد و کم‌کم می‌فهمید که چه کسی مسئول درد و رنج‌های زندگیش بوده. در این بازی حس پیشرفت مستمری وجود داشت، چون حتی با کشف و کشتن اعضایی که از رهبر فرقه دور بودند، همیشه یک سرنخ جدید پیدا می‌کردید که شما رو به هدف نهایی نزدیک‌تر می‌کرد.

فقط Naoe می‌تونه به همه‌ی نقاط دید در Shadows برسه، هرچند که Yasuke هم می‌تونه به چندتای اون‌ها دسترسی پیدا کنه.
فقط Naoe می‌تونه به همه‌ی نقاط دید در Shadows برسه، هرچند که Yasuke هم می‌تونه به چندتای اون‌ها دسترسی پیدا کنه.

داستان بازی Assassin’s Creed Shadows

در مقایسه با این، شکار Naoe برای پیدا کردن افراد نقاب‌دار که یک جعبه مرموز رو دزدیده‌اند، احساس بی‌هدف و گسسته‌ای داره. هر تحقیق به طور جداگانه انجام می‌شه، بنابراین اطلاعاتی که در یک تحقیق پیدا می‌کنی، هیچ وقت دوباره مهم نمی‌شه. برای اینکه به این واقعیت که جستجوی Naoe برای پیدا کردن افراد نقاب‌دار می‌تونه به هر ترتیبی که بازیکن بخواد پیش بره، تعدادی از اعضای گروه اصلاً نمی‌دونن جعبه کجاست، توش چی هست یا چرا اصلاً باید اون رو بردارند.

بعضی‌ها به طور مستقیم به Naoe می‌گن که اصلاً اهمیتی به جعبه نمی‌دن و بعد از اینکه چندبار این اتفاق می‌افته، من به عنوان بازیکن شروع کردم به فکر کردن که چرا باید اصلاً به این موضوع اهمیت بدم.

شاید بتونی استدلال کنی که این افراد نقاب‌دار به Naoe آسیب رسوندن و پس بنابراین انتقام گرفتن از اون‌ها به نوعی عدالت رو به ارمغان میاره، ولی وقتی Yasuke دوباره وارد داستان می‌شه، یکی از جنبه‌های بزرگ همکاری اون و Naoe اینه که هر دو به این درک می‌رسند که کشتن بدون در نظر گرفتن عواقب می‌تونه هزینه‌های غیرمنتظره‌ای به همراه داشته باشه. هدف اون‌ها دیگه انتقام گرفتن از آسیب‌هایی که به Naoe رسیده نیست، بلکه به منظور حفاظت از ژاپن است. اون‌ها هنوز دقیقاً نمی‌دونن چطور باید این کار رو انجام بدن، اما کشف بقایای Assassin Brotherhood یه نقشه کلی بهشون می‌ده تا به دنبال هدف‌های باقی‌مونده برن.

این بازی به طرز شگفت‌انگیزی زیباست.
این بازی به طرز شگفت‌انگیزی زیباست.

ساخت و ساز در Assassin’s Creed Shadows

طرفداران قدیمی متوجه می‌شن که Shadows تنها چند دهه پس از سه‌گانه Ezio اتفاق می‌افته، اما انزوای ژاپن باعث می‌شه که درگیری‌های عمدتاً اروپایی بین Assassin Brotherhood و Templar Order در این زمان تأثیر زیادی روی شخصیت‌های Shadows نداشته باشه. در عوض، Naoe و Yasuke به Assassins و Templars مثل ژاپنی‌ها در آن زمان به پرتغالی‌ها نگاه می‌کنن: یه فرهنگ خارجی. این یک مفهوم جالب برای بازی Assassin’s Creed است–ما می‌بینیم که یک شینوبی مثل Naoe تلاش می‌کنه تا جستجوی عدالت خودش رو به یک ایده‌آل تبدیل کنه که دیگران بتونن ازش پیروی کنن، در حالی که ما به عنوان بازیکن می‌دونیم که او به طور غیرعمدی در حال تبدیل شدن به عضو Assassin Brotherhood است.

این می‌توانست کل موضوع اصلی بازی باشه و احتمالاً باید هم می‌بود، اما جستجوی Naoe برای پاسخ‌ها و حکمت به عنوان تحقیق شخصی‌اش کنار گذاشته می‌شه. شما می‌تونید خط داستانی شخصی او رو هر وقت که کشف کردید انجام بدید، اما به همین دلیل، درست مثل بقیه تحقیقات، تم‌ها و کشفیات اون قسمت از بازی به قسمت‌های دیگه منتقل نمی‌شن.

شما شاهد رشد و پسرفت Naoe به شکلی عجیب و از نظر روایی نارضایت‌بخش در طول بخش‌های 2 و 3 هستید، و این باعث می‌شه که انگیزه‌ی اون برای شکار اهداف نقاب‌دار مبهم بشه. این واقعاً شما رو مجبور می‌کنه بپرسید چرا Yasuke اینجاست، چون انگیزه اصلی او تا شروع بخش 3 کمک به Naoe است—فقط در چند ساعت آخر بازی است که او سرانجام انگیزه‌ای پیدا می‌کنه که هیچ ربطی به همراه شینوبی‌اش نداره.

تمام این‌ها یعنی اینکه Shadows از نظر داستان در انتهای ضعیف‌تر سری Assassin’s Creed قرار می‌گیره. لحظات شگفت‌انگیزی وجود داره، مثل زمانی که Naoe و Yasuke با هم در حال تماشای ابرها رابطه برقرار می‌کنن یا وقتی که دو نفر به دریا نگاه می‌کنن و Yasuke درباره شگفتی‌ها و مشکلات دنیای خارج از ژاپن که او دیده، ولی Naoe حتی نشنیده، برایش می‌گه. اما هیچکدوم از این‌ها احساس نمی‌کنه که به دست آمده باشه.

من نمی‌تونم رابطه‌ی این دو نفر رو به جز چند لحظه‌ی مهم پیگیری کنم. من جایی که اون‌ها بهش رسیدن رو دوست دارم، ولی نحوه‌ی رسیدن به اونجا رو دوست ندارم. بخش زیادی از این دینامیک، قلب داستان Shadows هم هست، چون بیشتر شخصیت‌های دیگه خیلی جالب یا به‌یادماندنی نیستن–چند نفر مشخص هستن، ولی جالبه که بعد از ملاقات با چندین شخصیت در طول 50 ساعت داستان، من تنها می‌تونم نام شش نفر از شخصیت‌های Shadows رو بیارم.

با به دست آوردن منابع، می‌تونی Hideout رو که یه منطقه شبیه به هاب هست، شخصی‌سازی کنی. بعضی از ساختمان‌ها هم بهت امتیازهای اضافی می‌دن.
با به دست آوردن منابع، می‌تونی Hideout رو که یه منطقه شبیه به هاب هست، شخصی‌سازی کنی. بعضی از ساختمان‌ها هم بهت امتیازهای اضافی می‌دن.

می‌تونی برخی از این شخصیت‌ها رو به طرف خودت جذب کنی و یه Assassin Bureau تقریباً اما در ژاپن تشکیل بدی. این “اعضای لیگ” می‌تونن به Naoe یا Yasuke در نبرد کمک کنن یا از ابزارهای تخصصی برای کمک به مخفی‌کاری استفاده کنن. من معمولاً شینوبی‌ای که اسلحه آتشین و نارنجک داشت رو برای نبردهایی که Naoe در اون‌ها شکست می‌خورد، نگه می‌داشتم و برای گزینه دومم بین یک Assassin که می‌تونست دو هدف رو به طور سکوت‌آمیز بکشه و دزدی که می‌تونست یک هدف رو به خواب ببره و از رسیدن نیروهای کمکی جلوگیری کنه، جابجا می‌شدم. اما راهب قدرتمند، رونین مرگبار و دزد کاریزماتیک هم کاربردهای خاص خودشو داشتن.

از نظر گیم‌پلی، لیگ عالیه. اما داستان‌های هرکدوم از این شخصیت‌ها خیلی سریع شروع و تمام می‌شه و بازدید از اون‌ها در Hideout شبیه به هاب، چندان پاداش‌دهنده نیست–اون‌ها معمولاً یه خط دیالوگ می‌زنن و چند تاشون هم ممکنه باهاشون معاشقه کنی و بعد بوسیده بشی، ولی همه‌چیز خیلی سطحی به نظر می‌رسه. این مشکل همیشه با همراهان قابل استخدام اختیاری در Assassin’s Creed وجود داشته، بنابراین عملاً چیز جدیدی نیست، اما هنوز هم ناامیدکننده است که شخصیت‌های جالب برای یک یا دو ساعت به چیزی بیشتر از یه صورت برای یک مکانیک جنگی جالب تبدیل بشن.

مثل همیشه، بهترین شخصیت نوشته‌شده در Shadows خود محیط بازیه. برخلاف بازی‌های RPG مانند Assassin’s Creed که به مکان‌ها یا دوران‌هایی می‌پرداختن که در زمان خودشون در بازی‌های ویدیویی زیادی وجود نداشتن، محیط Shadows اینطور نیست. Origins، Odyssey و Valhalla به مکان‌ها و یا دوره‌های زمانی‌ای پرداخته بودن که در اون زمان زیاد در بازی‌های اصلی نبودن.

در مقایسه، بازی‌های زیادی داریم که در ژاپن قرن 16 می‌گذرن یا به شدت از اون دوره زمانی الهام می‌گیرن. مثل Assassin’s Creed III و Syndicate، Shadows احساس می‌کنه در جایی قرار داره که قبلاً دیده‌ام و رویدادها و شخصیت‌های تاریخی مهمی رو شامل می‌شه که درباره‌شون زیاد خوندم. این موضوع به هیچ وجه ارزش محیط بازی رو کم نمی‌کنه، اما باعث می‌شه که مقایسه‌ی دنیای Shadows با بازی‌های دیگه راحت‌تر بشه و جاذبه‌ی اکتشاف یه بخش دیده‌نشده از تاریخ جهان اونطور که باید قوی نباشه. حداقل برای من، تجربه‌ی شما ممکنه متفاوت باشه.

در Shadows لحظات فوق‌العاده‌ای وجود داره، اما داستان بین اون‌ها گاهی اوقات کمی گیج‌کننده میشه.
در Shadows لحظات فوق‌العاده‌ای وجود داره، اما داستان بین اون‌ها گاهی اوقات کمی گیج‌کننده میشه.

کلام آخر

اگرچه Shadows به سرزمین‌های آشنا پرداخته، اما حس میشه که یوبی‌سافت کبک این دنیا رو به سبک خودش ساخته. کوه‌های بلند و جنگل‌های انبوه چشم‌اندازهای زیبایی می‌سازن که برای جستجو و اکتشاف به وضوح راهنمایی می‌کنن، طوری که حتی نائوئه هم نمی‌تونه به راحتی از روی اون‌ها عبور کنه. مکان‌های مختلف مثل زمین‌های بازی پارکور کوچیک طراحی شدن.

من همیشه دلم برای این تنگ میشه که بازی‌های بزرگ‌تر Assassin’s Creed این سری رو از نقشه‌های شهری که می‌تونستی از روی پشت‌بام‌ها عبور کنی، دور می‌کنن، اما Shadows با دشت‌های باز و جاده‌های پیچ‌درپیچش، مناظر زیبا و مکالمات جالب رهگذران، دنیایی می‌سازه که حس زنده بودن بیشتری نسبت به مصر Origins یا یونان Odyssey داره، چون با گذشت فصول تغییر می‌کنه. می‌تونم کشاورزان رو در بهار در حال کاشت دانه‌ها ببینم، تابستون محصول‌ها رشد می‌کنن و بعد در پاییز برمی‌گردم تا کشاورزان رو در حال برداشت محصول ببینم. هیچ‌کدوم از این‌ها تأثیری بر گیم‌پلی Shadows ندارن، اما جزئیات کوچیکی مثل این باعث میشه هنگام سوار شدن بر اسب بین نقاط مختلف، بازی جالب‌تر بشه.

و این نقاط معمولاً دنیای باز و امکانات زیادی رو که از Assassin’s Creed می‌خوام، ارائه می‌دن. ساختمان‌ها با ارتفاعات و اشکال مختلف، راه‌های سه‌بعدی برای عبور و مخفی شدن می‌سازن که نائوئه باید از اون‌ها برای جستجو و رسیدن به هدف بعدی استفاده کنه. نائوئه سریع و شاید بهترین پارکورباز این سری باشه (او فرصت‌های کمتری برای نمایش توانایی‌هاش نسبت به آرنو در Unity داشته، بنابراین مقایسه دقیق سخت میشه)، اما او به راحتی به گوشه‌ها گیر نمی‌کنه و مثل کاساندرا یا ایور از روی بام‌ها نمی‌پره. در کل، حرکاتش روان و لذت‌بخشه. یاسوکه یه آدم سنگین‌وزنه، ولی با نائوئه، واقعاً لذت بردم از اینکه در دنیای 16th-century ژاپن یوبی‌سافت کبک بچرخم.

بیشتر مشکلات Shadows به دلیل حضور یاسوکه است. نه به خاطر اینکه شخصیت بدی داره یا اینکه احساس نمی‌کنه جاش اینجا باشه، بلکه چون بیشتر اون چیزی که باعث میشه یک بازی Assassin’s Creed باشه، برای اینکه فانتزی سامورایی‌اش کار کنه، حذف شده. فانتزی شینوبی نائوئه خیلی بهتر عمل می‌کنه، راحت به گیم‌پلی بازی می‌خوره: دنبال کردن اهداف مرموز، پیدا کردن بهترین راه برای رسیدن به اون‌ها، کشتن‌شون و ناپدید شدن بدون ردپا.

داستان نائوئه و یاسوکه می‌توانست بیشتر وحدت پیدا کنه، به ویژه در دادن یک هدف مشترک به این دو تا که داستان و پیشرفت شخصیت‌شون رو به جلو ببره. اما حداقل، گیم‌پلی نائوئه بهترین چیزی هست که از زمان تغییر به فرمت RPG اکشن در این سری احساس میشه. Assassin’s Creed Shadows واقعاً بازی‌ای لذت‌بخش برای انجام دادن است.

نظرات خود را از تجربه این بازی برای ما بنویسید!

بیشتر بخوانید:

تصویر محمد حسین میرزایی

محمد حسین میرزایی

از علاقه‌مندی شخصی به بازی‌های ویدیویی آغاز کردم و امروز در لافیگا، این علاقه را با تولید محتوا، هدایت تیم نویسندگان و توسعه پلتفرم، به‌صورت حرفه‌ای دنبال می‌کنم. هدفم ساختن فضایی‌ست که در آن بازی‌ها جدی گرفته شوند، داستان‌ها شنیده شوند و تجربه‌ها به اشتراک گذاشته شوند.

با دوستان خود به اشتراک بزارید:

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها